نحوه فعالیت بازار سرمایه در تعطیلی ۳ روزه تهران
افزایش مسمومیتهای مرتبط با «تزریقهای لاغری» و هشدارِ سوءمصرف
رسانه غربی: ایران در حال تدارک «بزرگترین» مراسم تشییع رسمی است
هند محدودیت تردد در تنگه هرمز را لغو کرد
واکنش تهران به بیانیه آمریکا و شورای همکاری؛ امنیت منطقه با دخالت خارجی محقق نمیشود
برنامه جدید دولت برای نیروهای شرکتی/ حقوق و مزایای کارکنان کم نمیشود
هیات مذاکرهکننده ایران به ریاست قالیباف راهی سوئیس شد
تفاهمی که تیتر اول شد؛ رسانههای عربی در مدار ایران و آمریکا
از خودرو تا سکه و ارز و مسکن، دایره مالیات بر سوداگری تنگتر شد و با اجرای قانون جدید، دیگر نه خانههای خالی و نه معاملات صوری خودرو و طلا از دید سازمان مالیاتی پنهان نمیماند.
بازرس مجمع عالی نمایندگان کارگران گفت: هزینه مسکن برای کسانی که از بد مسکنی رنج میبرند دستکم ۷۰ درصد و برای کسانی که به دنبال مسکنی بدون محدودیتهای بد مسکنی هستند حدود ۸۵ درصد سبد معیشت را دربر می گیرد.
بر اساس قانون مالیات بر سوداگری و سفتهبازی که دو روز قبل ابلاغ شد سرپرست خانوار میتواند در طول سال دو مرتبه خرید و فروش ملک یا خودرو داشته باشد که شامل مالیات نمیشود.
پیشبینی فروپاشی بازار مسکن حتی پیش از شروع جنگ نیز قابل تصور بود. ما در همان زمان نیز در مصاحبهها به این موضوع اشاره کردیم که بازار مسکن دچار یک اصلاح عمیق خواهد شد. دلیل آن هم روشن بود، در این بازار عمدتاً تقاضای سرمایهای وجود داشت، نه تقاضای مصرفی.
با وجود تعیین حداقل حقوق ۱۰ میلیون تومانی برای کارگران در سال ۱۴۰۴، بسیاری از خانوادههای کارگری دیگر حتی توان اجاره یک اتاق را در مناطق موسوم به «متوسطنشین» ندارند. در فصل جابهجایی مستأجران، فعالان کارگری از تشدید بیسابقه بحران مسکن و بیبرنامگی تاریخی دولتها در تأمین مسکن حمایتی سخن میگویند. دکتر حمید حاجاسماعیلی، فعال حوزه کار، در گفتوگو با خبرنگار رکنا، تصویری تلخ و هشدارآمیز از آینده پیشروی کارگران ارائه میدهد؛ آیندهای که با تورم بیمهار، رکود ساختوساز، سقوط قدرت خرید و نبود سیاستهای مسکنسازی دولتی، دیگر نه «خانه» بلکه حتی «سرپناه» را هم از دسترس خارج کرده است.
با وجود آنکه هنوز فروش متری مسکن هیچ مجوزی نگرفته، اما شاهد درج آگهیهای در این بخش هستیم.
نسل امروز که نمیتواند صاحب خانه شود و دائم مستاجر است بخشی از سرنوشت خودش دست خودش نیست، بلکه دست صاحبخانه است، جابهجایی دائمی برنامههای زندگی فرد را با بیثباتی مواجه میکند، امکان برنامهریزی برایش ممکن نیست، همه اینها ذهن فرد را اذیت میکند و اجازه نمیدهد آرامش داشته باشد.