نحوه فعالیت بازار سرمایه در تعطیلی ۳ روزه تهران
افزایش مسمومیتهای مرتبط با «تزریقهای لاغری» و هشدارِ سوءمصرف
رسانه غربی: ایران در حال تدارک «بزرگترین» مراسم تشییع رسمی است
هند محدودیت تردد در تنگه هرمز را لغو کرد
واکنش تهران به بیانیه آمریکا و شورای همکاری؛ امنیت منطقه با دخالت خارجی محقق نمیشود
برنامه جدید دولت برای نیروهای شرکتی/ حقوق و مزایای کارکنان کم نمیشود
هیات مذاکرهکننده ایران به ریاست قالیباف راهی سوئیس شد
تفاهمی که تیتر اول شد؛ رسانههای عربی در مدار ایران و آمریکا
راه حل مجلس و دولت برای ترمیم این اوضاع شکننده چیست؟ حذف ارز دولتی، پرداخت یارانه یک میلیون تومانی و افزایش ۳۰ یا ۴۰ درصدی حقوق. آیا این راه حلها کارساز است و میتواند مشکلات عمیق اقتصادی گروههای متکثر مردم را برطرف سازد؟ مردمی که به اعتراف وزیر کار، ۷۰ میلیون نفر از آنها نیاز به یارانه دارند و دولت باید ماهی یک میلیون تومان برای حفظ بقا به حسابشان بریزد، مردمی که به اوضاع اسفبار زندگیشان معترضاند و فقر امانشان را بریده است؟!
نماینده جامعه کارگری در شورای عالی کار گفت: دولت در شورای عالی کار باید نقش میانجی داشته باشد نه حاکمیتی؛ اما متأسفانه در نقش کارفرما ظاهر میشود که مصداق بارز تعارض منافع است.
گروهی از بازماندگان تامین اجتماعی که تا صبح امروز حقوق آذر خود را دریافت نکردهاند، خواستار توجه جدی به مشکلات خود شدند.
نماینده کارگران در شورایعالی کار از برگزاری نخستین جلسه کمیته مزد خبر داد و گفت: نشستها هر دو هفته یکبار برگزار میشود و نهادهای پژوهشی مأمور بررسی سبد معیشت کارگران شدند.
اگر صندوق تامین اجتماعی پولی برای ارائه خدمات درمانی رایگان ندارد، مشکل از قراردادهای موقتیست که با گسترش سیاستهای لیبرالی چتر نامبارکِ خود را بر سر بازار کار ایران افکنده است و منابع ریالی صندوق بیمهگر اصلی کشور را تقلیل داده است.
بازرس کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور گفت: یک گرم طلا معادل یک ماه حداقل حقوق کارگر است. این واقعیت تلخ بیانگر شکاف عمیق میان دستمزدهای مصوب و هزینههای واقعی زندگی است.
تورم ۴۸.۲ درصدی درمان، سهم پرداخت از جیب بازنشستگان را سه برابر کرده و بسیاری مجبورند داراییهای خود را بفروشند تا درمان را ادامه دهند.
مجلس نسبت به نسخ ماده ۱۲۵ قانون مدیریت خدمات کشوری مبنی بر لزوم افزایش حقوق به اندازه نرخ تورم اقدام کرد.
پاییز امسال، مرگ و مصدومیت در معادن ایران به روالی عادی تبدیل شده است؛ از طبس تا اسفندقه، کارگران در تونلهای فرسوده و شیفتهای طولانی، زیر وزن تجهیزات و خستگی مفرط، جان خود را از دست میدهند، در حالی که بازدیدهای تشریفاتی و تمرکز صرف بر تولید، به جای ایمنی، ادامه دارد.