به گزارش کارمیهن، در این یادداشت آمده است؛ چند روز پیش، مرکز آمار ایران گزارشی منتشر کرد که تصویری تلخ از وضعیت اشتغال در کشور به نمایش گذاشت. در این گزارش، خوزستان در جایگاه نخست نرخ بیکاری ایستاد؛ استانی که سالهاست بار صنایع ملی را بر دوش میکشد و سهم چشمگیری در تأمین انرژی و درآمدهای کشور دارد.
اما پرسش جدی اینجاست: چگونه استانی با چنین ثروت عظیم، در ایجاد فرصتهای شغلی برای فرزندان خود ناکام است؟ چرا مردم خوزستان که منابع خدادادی در دل خاکشان استخراج میشود، سهمی عادلانه از ثروت و فرصت ندارند؟
بیکاری در خوزستان فقط یک عدد در گزارشهای آماری نیست؛ زخمی عمیق بر پیکر جامعه است. جوانان تحصیلکردهای که پشت درهای بسته صنایع بزرگ ماندهاند، خانوادههایی که در سایه بیکاری به فقر و ناامیدی کشیده میشوند و سرمایههای انسانی که ناچار به مهاجرت میشوند، روایتهایی واقعی از عمق بحران هستند.
در حالیکه صنایع نفت، گاز و فولاد باید موتور محرک توسعه و اشتغال باشند، بیشتر به جزیرههایی بسته شباهت دارند که برای نیروی کار بومی سهمی اندک قائلاند. همین شکاف، پرسشی جدی را پیش میکشد: ثروت خوزستان کجا خرج میشود؟
اگر برای این بحران تدبیر نشود، بیکاری نهتنها اقتصاد بلکه بافت اجتماعی استان را نیز تهدید خواهد کرد. مردمی که در سختترین شرایط آبوهوایی و با کمبودهایی چون آب و برق دوام آوردهاند، سزاوارند در خانه خود فرصت شغلی و امید به آینده داشته باشند.
خوزستان ثروتمند است، اما ثروت واقعی آن مردمش هستند؛ مردمی که اگر به حاشیه رانده شوند، هیچ صنعت و سرمایهای جای آنان را پر نخواهد کرد.















